پنجم مارچ دو هزار و نه
جناب آقای خاتمی،
این نامه را برای شما نوشتم. خواهش می کنم آن را بخوانید. هیچ جوابی از شما نمی خواهم. فقط بخوانید.
پسری هستم 29 ساله که سال هاست از شهر سبز و بارانی خودم در ایران به این شهر شلوع و سرد تبعید شده ام. باید بدانید چرا. دلیل آن را در دهم سپتامبر دو هزار و شش بعد از سخنرانی تان در دانشگاه هاروارد به شما گفتم. یادتان می آید در سالن جلوتان آمدم، سلام کردم و گفتم من چرا اینجا هستم. شاید یادتان نباشد چون خیلی ها در اطراف شما بودند که من از آن ها می ترسیدم. همان کسانی که باعث شدند مادرم سال ها با من حرف نزند. همان کسانی که باعث شدند پدرم من را از خانه بیرون کند. همان کسانی که به خانه ما تلفن کردند و گفتند که من یک پسر فاسد و هرزه هستم و هر شب در تخت خواب مردان پرسه زنی می کنم. همان کسانی که من را به تبعید فرستادند.
من یک همجنسگرا هستم.
خیلی خوشحالم که بالاخره تصمیم گرفتید در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنید. مممنونم که دعوت من را پذیرفتید چون من هم یکی از امضا کنندگان پویش دعوت از خاتمی بودم. اگر آقایان بگذارند، اگر تغلب نکنند، باز هم به شما رای خواهم داد هر چند از دست تان ناراحت هستم.
هنوز کوی دانشگاه یادم نرفته است. هنوز جای زخم شیشه ی پنجره بر روی زانوی پای چپم را به یادگار دارم.
هیچ وقت در شرایطی قرار گرفته اید که ناامید از آینده باشید و بخواهید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنید؟ انتخاب شما کدام خواهد بود؟ شاید بد را انتخاب کنید. من هم همینکار را می کنم. از بین شما و دیگران، شما را انتخاب می کنم و امیدوارم که در آینده بتوانم شما را از بین خوب و بد انتخاب کنم.
من نمی خواهم در اینجا بمیرم. من می خواهم به ایران، به کشورم برگردم. از تبعیدی بودن خوشم نمی آید. شما دوست دارید تبعیدی باشید؟ آن هم برای چیزی که هیچ وقت آن را انتخاب نکرده اید؟
به شما رای می دهم و امیدوارم که رئیس جمهور آینده کشورم باشید. امیدوارم که تغییر بریا بهتر شدن برای ایران هم عملی شود.
گُشتاسب امینی
همجنسگرای ایرانی
نیویورک – ایالات متحده ی امریکا
مارس 6, 2009 در t 3:10 ق.ظ |
[...] لینک به منبع [...]
مارس 8, 2009 در t 1:34 ق.ظ |
سلام همیشه میام سراغت.وبلاگ قشنگی داری.اگه موافقی تبادل لینک کنیم
مارس 9, 2009 در t 5:31 ق.ظ |
سلام دوست عزیزم
نامه شما به خاتمی رو خوندم آیا فکر میکنی ایشون میتواند راه را برای تعریف همجنسگرایان به عنوان شهروند در ایران پیاده کند.
شما در ایالات متحده هستی و میدونی که حتی اونجا هم جامعه آمریکا با این موضوع مشکل دارن متاسفانه به دلایل مختلف از جمله دین و باورهای پوسیده اجتماعی
ولی باز هم بهت آفرین میگم که نامه مینویسی و منفعل نیستی
باید یک سازمان جهانی در این رابطه تشکیل بشه مثل سازمان یونسکو یا امثالهم
من خیلی به داشتن یک تشکیلات منسجم معتقدم ولی شوربختانه اینجا در ایران کاری نمیشه کرد منظورم از تشکیلات نه یک وبسایت یا انجمن مجازی بلکه یک ارگانیسم واقعی هست
این تنها راه برون رفت از این معضل تاریخیست
راستی اگر دوست داشتی ایمیل بفرست
خوشحال میشم